ابراهيم عاملي ( موثق )
388
تفسير عاملي ( فارسي )
بر حبّ جاه شده است چون جلوگيرى از راه خدا و پيروى پيغمبر براى آن بوده است كه آن حضرت مقامى در چشم مردم نداشته باشد تا جاه و مقام آنها محفوظ بماند و اگر مردم پيرو آن حضرت مىشدند آن احبار و رهبان يكى از افراد مانند ديگران مىشدند و مقامى براى آنها باقى نمىماند . طنطاوى : نمونه ى اين توصيف احبار و رهبان در اين آيه روش پيشوايان مسيحيها است در اروپا چنان كه يكى از تاريخ نويسها چنين نوشته است : هر گناه بزرگ به واسطه ى پول حلال مىشود اگرچه آدم كشى و خونريزى باشد . تمام مقدّسات و عقايد دينى در نظر رجال مسيحى قابل معامله و تجارت است . « وَالَّذِينَ يَكْنِزُونَ » 34 مجمع : از پيغمبر ص روايت شده است مقصود از آيه مالى است كه جمع شود و زكات آن داده نشود و فرمود آنچه زكاتش داده نشده كنز است ، و آنچه زكاتش را دادهاند كنز نيست اگرچه در زير زمين پنهان كرده باشند . و از علىّ عليه السّلام نقل شده كه بيش از چهار هزار ( درهم يا دينار ) اگر باشد ذخيره است و كنز اگرچه زكات آن را داده باشد ولى اگر كمتر از اين مبلغ ذخيره داشت مخارج ضرورى و نفقه است نه كنز و ذخيره . طبرى : بعضى گفتهاند مقصود آن مال است كه از اندازه ى حاجت شخص بيش باشد . و ابا مجيب گفت دسته ى شمشير ابو هريره نقره بود أبو ذر بر او اعتراض كرد كه پيغمبر ص فرمود : هر كه طلا و نقره ذخيره كند ، با آن داغش مىكنند ، شهر بن حوشب از ابو أمامه نقل كرده است كه مردى از اصحاب صفّه ( فقراى زمان پيغمبر كه در صفه ى مسجد آن حضرت به سر مىبردند ) مرد ، در أزار و ساتر او كه لنگ و يا شلوار - مانند بوده است دينارى ديده شد ، پيغمبر ص فرمود : اين يك داغ ، و باز ديگرى از اهل صفه مرد و در ازار او دو دينار پيدا كردند فرمود : اين دو داغ ، زيد بن وهب گفت : گذارم بربذه زاد و بوم أبو ذرّ غفارى صحابى جليل القدر پيغمبر افتاد او را ديدم پرسيدم اينجا چه مىكنى ؟ گفت : به شام بودم ، ميان من و معاويه در اين آيه اختلاف شد او گفت : مختصّ به مردم يهودى و مسيحى است ، من گفتم : براى ما و